اندیشه امامت در تاریخ شیعه، در زمینه‌هاى گوناگون عرفانى، فکرى، فلسفى و سیاسى تجلى یافته است.و بررسى تاریخ زندگى پیشوایان و امامان کتابى است گشاده فراروى مشتاق هدایت. اگر تکرار وقایع و رویدادهاى تاریخى ممکن نباشد، آموختن از تاریخ ممکن است. تاریخ زندگى امامان معصوم پنجره‌اى است که به سمت حقیقت و نور باز مى‌شود. باشد که این مختصر از ملالت بکاهد و بر درایت بیفزاید.

حضرت امام محمد تقى علیه‌السلام در ماه مبارک رمضان سال 195 ه. زاده شد و در ماه ذیقعده سال 220، در بیست‌و پنج سالگى به شهادت رسید. زندگى حضرتش اگر چه بر اثر شقاوت ظالمان روزگار، دیرى نپائید اما در آن مقطع زمان، روشنى‌بخش روح و جان شیعیان بود.

قرن دوم و سوم هجرى ، برهه‌اى حساس و پر تلاطم در تاریخ شیعه است. شیعیان، پس از روزگارى دشوار در مسیر پر تلاطم جریان‌هاى فکرى و عقیدتى قرار داشتند و در برابر هجوم ظالمانه دشمنان پایدارى مى‌کردند از آنجا که اراده الهى بر آن بود که رشته امامت نگسلد، حضرت امام جواد(ع) پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام رضا(ع) در خردسالى به تقریب در هشت سالگى زمام قافله امت را به دست گرفت و به امامت رسید. حضرت امام جواد ع نخستین امام شیعه است که در خردسالى به امامت رسید. این مساله -بر اثر طعن مخالفان و توطئه ظالمان - مایه حیرت و سرگردانى برخى از شیعیان بود. آنان که از دسترسى به ساحت حضور امام محروم بودند، با تنش و اضطراب فکرى مواجه شدند؛ اما بر اثر خردگرایى شیعه و ایمان ژرف به مفهوم سترک امامت اندک اندک از حجم ابرهاى تیره تردید و تزلزل کاسته شد.

مامون خلیفه عباسى با زیرکى و جسارت تمام ، بر آن شد تا از مساله خردسالى حضرت، بهانه‌اى براى درهم ریختن نظام تفکر شیعه بیابد و شکست خویش را در مبارزه با حضرت امام رضا ع جبران سازد. او که براى تیره ساختن چهره روشن امام رضا ع در ابعاد علمى ، سیاسى و... توفیقى نیافته بود، اینک در پى یافتن راه براى محو کرامت و قداست مقام حضرت امام جواد ع به نیرنک‌هاى تازه‌اى دست مى‌یازید.

مامون براى آگاهى یافتن از حرکت‌ها و تلاش‌هاى حضرت در رهبرى امت، دخترش را به اجبار به همسرى حضرت درآورد، تا شاید از این راه خدشه‌اى در کیان امامت بیفکند و بر مراقبت و اطلاع خود از روابط و فعالیت‌هاى حضرت بیفزاید. البته این ازدواج تحمیلى -که بنابر تایید برخى نصوص تاریخى، در زمان حیات حضرت امام رضا ع نیز از آن سخن رفته بود، گونه اى نیرنگ براى پوشاندن جنایت مامون نسبت به امام رضا ع و اظهار ارادت منافقانه به مقام رفیع امامت محسوب مى‌گردید.

توطئه دیگرى که مامون به زعم باطل خود براى اهانت به حریم عصمت امام بکار گرفت، تشویق و ترغیب عالمان و دانشمندان روزگار به بحث و جدل علمى با حضرت بود، تا خردسالى امام مانع پاسخ درست و جامع شود و در کار روش ‍ اعتقاد شیعیان به امام شکستى وارد شود.

مامون که بارها، علم و معرفت ربانى حضرت امام رضا ع را در مجالس ‍ بحث و مناظره دریافته بود این‌بار گمان مى‌برد که شاید امام جواد ع در پاسخ مسائل علمى فرومانده و مردم از گرد وجود آسمانى آن حضرت پراکنده شوند. اما تمامى بحث‌ها و مناظره‌هاى علمى عاقبت به برترى و درخشش مقام سترک امام پایان مى‌گرفت. در روایت‌هاى تاریخى برخى از این مناظره‌ها به تفصیل نقل شده است یحیى‌بن اکثم که در آن روزگار از بزرگان و متفکران بود در مجلسى خواست تا پرسشى طرح کند که امام از پاسخ گفتن به آن درماند. از امام پرسید: فدایت گردم آیا رخصت مى‌دهى سوالى کنم؟ حضرت فرمود: آنچه مى‌خواهى بپرس. یحیى گفت : درباره کسى که در احرام باشد و شکارى را بکشد چه نظرى دارید؟ امام فرمود: آیا شکار کننده هنگام شکار داخل حرم بود یا خارج حرم؟ آگاه بود یا جاهل؟ به عمد آن را کشت یا به سهو؟ آزاد بود یا بنده؟ صغیر بود یا کبیر؟ آغازکننده به قتل بود یا در مقام دفاع؟ شکار از پرندگان بود یا غیر پرنده؟ یحیى بن اکثم شگفت‌زده شد، و چندان در چهره‌اش ناتوانى دیده مى‌شد که اهل مجلس همه بدان پى بردند. به هر حال، دسیسه دشمنان کارگر نیفتاده و بیش از پیش بر جلالت، حضرت افزوده گشت .

بدیهى است که مساله اعجازآمیز خردسالى امام ، مبتنى بر بنیادهاى پوشیده و غیبى جهان است . آن کس که بتواند در چنین سن و سالى رهبرى قومى را -که در سرزمین‌هاى دور و نزدیک گسترده بودند- عهده‌دار شود و در برابر تهاجم انبوه دشمنان از جاى نلغزد و پایدار بماند، هاله‌اى از الهام غیبى را بر گرد وجود خویش دارد این بود که شیعیان به وجود حضرتش دلگرم مى‌شدند و در طریق حق‌جویى و عدالت طلبى گام مى‌زدند.

آخرین سال زندگى حضرت، مصادف با حکومت معتصم عباسى برادر مامون بود . معتصم بر خلاف برادرش به آزار آشکار حضرت پرداخت و سعى در خاموش کردن فروغ زندگى امام ع نمود.

درباره شهادت حضرت امام جواد ع روایت‌هاى گوناگونى وجود دارد. اما آنچه از تفحص متون روایى برمى‌آید این است که آن حضرت به‌دست همسرش ام افضل دختر مامون و به نیرنگ و فرمان معتصم عباسى مسموم گشت و به شهادت رسید.

مرحوم علامه محمد حسین مظفر آورده که  خلیفه ، علما را گرد مى‌آورد تا با آن حضرت بحث و مناظره نمایند، به این گمان که در او لغزشى بیابد و از مقام و منزلت او بکاهد. یک بار نامه‌هایى را جعل کرد که مردم را به بیعت آن حضرت فرا مى‌خواند، تا بهانه‌اى براى هتک حریم امامت باشد، اما این توطئه‌ها عاقبتى جز افزونى مرتبت امام ع در پى نداشت. از این رو کینه و خشم معتصم افزونى گرفت. یک بار او را به زندان افکند و زمانى که تصمیم به قتل آن حضرت گرفت او را از زندان آزاد کرد و همسر آن حضرت -دختر مامون- را وادار کرد تا حضرت را با زهر به شهادت برساند. پس از شهادت حضرت، شیعیان اطراف خانه او اجتماع کردند و چون معتصم در صدد بود که آنان را از تشییع پیکر آن حضرت باز دارد با شمشیرهاى آخته، براى پایدارى تا پاى مرگ هم پیمان شدند.

نکته‌اى که ذکر آن شایسته است ، این است که دوران زندگى حضرت امام جواد ع و نیز دوران حیات امام هادى ع و امام عسکرى ع دوره حفظ و حراست از کیان رفیع و منبع امامت و استمرار بخشیدن به خط سرخ ولایت بود. مرحله‌اى بسیار حساس در تاریخ شیعه  که خود زمینه‌اى براى امامت حضرت مهدى (عج ) و تداوم اندیشه شیعى در تفکر مهدویت و غیبت ، بشمار می‌رود.

برخى ناآگاهان ، گمان مى‌برند که اگر در متون روایى ، روایت‌هاى فقهى و... از، امام جواد ع کمتر یافت مى‌شود، نشانه تفاوت شان و مرتبت آن حضرت با امام صادق ع است .بى خبر از اینکه، رسالت دشوار امام جواد ع و دو امام پس از او حافظ تداوم اندیشه شیعى است.

اینک آنچه از وارى دوازده قرن پس از شهادت امام  جواد ع به دست ما رسیده، خون ملتهبى است که در رگ‌هاى پیکر پر صلابت اندیشه شیعى مى‌جوشد و اخگرى فروزان است که در جان مشتاقان حقیقت دین نشسته است. آیا کدام کس است که امروز -در تلاطم ژرفناى اندیشه و عمل - خود را از فیض جارى حضور امام بى‌نیاز بداند و اگر هست ، ذهن و جانش ، آواره کوچه هاى تشویش و ملالت نباشد.بر خیز تا بر شکوه پر فروغ سوگ امام ع نماز بیاوریم